X
تبلیغات
افشاگری رضا گلپور

افشاگری رضا گلپور

آقای حسینی!عجله نکن. بویی که به مشامّ تو و موکلت خورده بوی کباب نیست؛ خر داغ می کنند!

از آنجائیکه در سایتهای مختلف خبری پیرامون حکم دادگاه بدوی رسیدگی به شکایات آقایان محمد رضا رحیمی(معاون اوّل جناب آقای احمدی نژادرئیس محترم جمهور) و اسفندیار رحیم مشایی ( مسئول دفتر و هفده هجده عنوان دیگر آقای احمدی نژاد) و همچنین شکایت سرکار خانم فاطمه بداقی معاون محترم حقوقی جناب آقای رئیس جمهور از اینجانب رضا گلپور چمرکوهی پژوهشگر و خبرنگار آزاد و همینطور از جناب آقای محمد حسین رستمی مدیر مسئول محترم سایت عماریون منتشر گردید که دلالت بر محکومیت ما به دویست و پنجاه هزار تومان جریمه و نودویک روز حبس داشته است و با توجه به اینکه علی القاعده مصدر اساسی اعلام این حکم (که حتی تا این لحظه هم به اینجانب ابلاغ نگردیده است) می بایستی حداقل یکی از شکات یا وکلایشان بوده باشند بویژه با توجه به خبر منتشره در صفحه اول روزنامه ایران در قالب مصاحبه ی سید علی اصغر حسینی وکیل محترم آقایان مشایی و رحیمی (منتشره در روز یکشنبه 12 شهریور 1391)، نکاتی را به ضرورت، جهت تنویر افکار عمومی اعلام می دارم :

یکم ) در مورد آقای سید علی اصغرحسینی وکیل محترم پایه یک دادگاه البته در روز های اول پیگیری اش متوجه شدم که هر چند شاید حقوق را خوب بشناسد اما از لغزندگی های سیاست چه بسا همانند من کم اطلاع است و وقتی می دیدم در گفتگوهایش با اینجانب با چه حرارتی پیگری میکند که مثلا موکلش آقای رحیم مشایی هرگز همسر دیگری (مثل سرکار خانم زیبا امیولانیفر) نداشته و خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی (چه سببی و چه نسبی) از اعضا و مرتبطین با گروهک های محارب ضد انقلاب نبوده و ابراز علاقمندی آقای مشایی و نهایتا اردواج با همسر رسمی اش (سرکار خانم شهربانو ذبیحیان لنگرودی) در جریان بازجویی امنیتی و قضایی نبوده و یا ارتباط او (مشایی ) با عناصر انجمن ضد بهائیت (حجتیه) مثل آقایان اسلامي و پورعسگري همکلاسیهاي دروس تاج لنگرودي بویژه در سالهای پایانی حکومت طاغوت و سالهای ابتدایی انقلاب کذب است و اصلا آقای مشایی تلاشی برای نجات برادر تنیِ مجاهد خلقش( بختیار رحیم مشایی با اسم مستعار کورش رحیمی یا روح الله ) نداشته و اصلا متهم به قتل عناصری از محاربین خلق (همانند فیروز رحیمیان که اتفاقا از مرتبطین مستقیم با خانواده ی رحیم مشایی بوده اند) نبوده است فهمیدم سر و کارم با کسی است که نه تنها رسما وکیل حقوق بگیراسفندیار رحیم مشایی است بلکه آنچنان سمپاتی قوی هم به او دارد که بدیهیاتی روشن تر از خورشید (نظیر بچه دار بودن مشایی از همسر دیگر ) که مستندا با ارائه ی کد ملی برایش مثال میزنم را هم نادیده میگیرد .

دوم ) پس از طرح شکایت آقایان رحیمی و رحیم مشایی وخانم بداقی از اینجانب و پس از تفهیم اتهام در دادسرای جرائم رسانه مشغول تهیه مستندات الحاقی به دفاعیه خود بودم که جانباز سرافراز و یادگار بزرگوار دوران دفاع مقدس جناب آقا سجاد فهمیده که از دوستان آقای محمدزاده ، معتمد کلیدی و دیرینه ی آقای رحیمی می باشد از من خواست که با توجه به توضیحاتی که معقول و محل مداقه بود ( نظیر ضرورت توجه به تفکیک اساسی موجود بین گذشته مدیریتی و رستنگاه آقای محمدرضا رحیمی ( که عمری را در خدمتگزاری تام به جناب آقای هاشمی رفسنجانی گذرانده ) با اسفندیار رحیم مشایی (وتیم تحت امرش) به وساطت ایشان در کسب رضایت آقای رحیمی احترام گذاشته و به بازپرس محترم دادگاه اعلام کنم که در مورد شکایت آقای رحیمی تحصیل رضایت خواهد گردید که بدلیل جانبازی و پیش کسوتی آقای فهمیده ، بنده نیز امتثال امر نموده و حتی در آخرین پیگیری ام از ایشان در روزهای قبل از دادگاه نیز به بنده اعلام گردید جناب آقای سید علی اصغر حسینی از طرف آقای رحیمی پیگیر شکایت نیست!

آنچه پس از وساطت این جانباز عزیز برایم عقلا حجت آور بود رفتار های پر ریسک و پر خطر سیاسی آقای رحیم مشایی و تیم مرتبطش در بی دقتی به رعایت موازین قانونی از یک سو و تأثیر پذیری باورنکردنی آقای احمدی نژاد از این تیم بوده و هست و علی القاعده از این منظر ، اصولا آقای رحیمی همانند حسن ابراهیم حبیبی های تاریخ ، برایشان این مهم است که می توانند معاون اول هر رئیس جمهوری باشند در هر فصلی و با هر تیم کارگزارانی که در قدرت مجریه بوده و یا خواهد بود و به نظر می آید حتی اگر خدای ناکرده تیم تحت امر رحیم مشایی،رئیس جمهور را به پرتگاهی در رفتار سیاسی سوق میدادند نظیر اینکه رئیس جمهور اختیارات مافوق قانون طلب کرده و یا سوگند ریاست جمهوری را به فراموشی سپرده و یا قهر نموده و استعفا دهد ، نه تنها آقای رحیمی ذیل اختیارات ویژه ی تفویض شده ی آقای احمدی نژاد بلکه با توجه به جایگاه قانونی معاون اولی اش همان کار رئیس جمهور را نموده و امور کابینه و جاینشینی پیش خواهد رفت!

سوم ) با توجه به عدم ابلاغ حکم دادگاه بدوی و محدودیت های قانونی آن که فعلا در پرداخت به جزئیات امور دارم تنها به ذکر این نکته بسنده می کنم که در روز دادگاه وقتی روش نامتعارف آقای حسینی وکیل را در اصرار بر شکایت آقای رحیمی دیدم برایم روشن شد که محکومیت احتمالی قاضی محترم بر اساس شکایت آقای رحیمی تمرکز بیشتری دارد تا شکایت آقای مشایی ! معقول هم همینست چرا که بنده حتی سطری هم در برابر اتهامات شکایت آقای رحیمی دفاع نکرده بودم و بر اساس وساطت جانباز عزیز و بزرگوار جناب آقای فهمیده ، به بازپرس محترم اعلام نموده بودم که آقای رحیمی شکایتش را پیگیری نخواهد نمود!

چهارم) چه بسا با پذیرش حکم بدوی و عدم تجدید نظر خواهی بتوانم اعتراض خود را به چنین رفتاری از سوی آقای رحیمی و یا نزدیکانش با ارزشهایی نظیر جانبازی فردی که برای اینجانب محترم بوده و هست اعلام نمایم ، اما کلید واژه هایی را که در دفاعیه خود قصد پردازش کامل و مفصل به آنها را داشته ام مرور می نمایم تا در صورت لزوم و به تفصیل در قالب مطالب مستقل از این پرونده و بیرون از رو در بایستی ام با جانبازی این عزیز به آنها بپردازم .به هر حال ریش و قیچی اصلاح این فقره ی خاص فعلا بدست این جانباز سرافراز است...توضیحات تکمیلی بماند تا زمان ابلاغ حکم دادگاه به اینجانب:

ورودواژه های قابل نشرپردازش شده جهت قضاوت افکار عمومی پیرامون کلید واژه محمدرضا رحیمی :

*خانه ی زعفرانیه...اول ... برادران زارعی ... معدن سنگ مرمر... * نیاوران برج مروارید... جمال رشیدیان ... * شرکت فراز اندیش غرب ... * شرکت بابک احداث... شرکت حلبچه... قرارداد ها ... : تق (تقی پور) ، رحم (رحیمی) ، رش (رشیدیان) ، پور (پورانی) * بزرگراه آبشناسان . بلوار شاهین شمالی خ... پلاک ... * جمال رشیدیان * زرین گل (پروژه های عسلویه ، هلدینگ شرکت پتروشیمی شستا ، هتل شادی) * نجابت (نفت ) * محسن حبیب (شرکت پتروشیمی وزارت نفت) * فرهاد مؤیدی ( رفاه ) *کرمرضا پیریایی (ف غلامرضا) کوهدشت لرستان لیسانس زبان و ادبیات عرب ، میترا هندی فرزند محمد ... فرماندار دره شهر ، بانه ؛ قروه ؛ مدیر کل اجتماعی کردستان ،استاندار همدان و نیرویش محمدحسن ترکمن (ف هیبت الله)... * فرزاد پورانی( 497846 ) کار اقتصادی تهران و دبی ... ف شیرافکن ... خ نیاوران خ کاشانک خ خداوردی – کوچه ... شرقی پلاک ... * جمال رشیدیان (252770 ) ... ملاصدرا خ شیراز جنوبی – کوچه ... پلاک ... * محمدقربان کیانی(742900 )گرگان* بهرام ولدبیگی ن قربان نژاد ... خ شهید نامجو کوچه شهید ... پلاک ... ( 974283 ) * مهدی سنگالی ، م محمدی * خ ابوذر خ زمزم خ علامه امینی کوچه ... روبروی... پلاک ... خانم رجب پور : (54101)... خانم وهاب زاده :( 02040)... * آقای خواجه پیری مدیر عامل وقت شرکت دخانیات در سال 1380 * خانم کلهر( 951868 ) *خانم عرفانی همسر رحیمی شرکت هاتف قشم ... کار اقتصادی قشم...* محمود عرفانی برادر خانم رحیمی شهروند انگلستان ... نزدیک به انجمن کلیمیان انگلیس * آقای مسعود (معاون اداری مالی استانداری تهران) از ... * صمدی بنیانگذار جریان حزب توده در قروه ... همسر او بنام مهناز اللهیاری ... * دختر صمدی سوئیس پیش خاله هایش پس از داستان ... به هزینه... * مهندس جهانگیری مدیر عامل کندلوس ...* آقای رادپور راننده رحیمی... دفتر وزیر کشاورزی* احمد مکری(722975) * ناصر ابریشمی کار اقتصادی دبی... *ماشینهای عراقی ...هدیه... وزرا * پرونده ی پورانی ...دادسرای نظامی(497846) جمال ، فرزاد و رحیمی... برج ... برجسازی ... قربانی کیانی پرونده دادگستری بانه واردات 7 هزار... معاون اداری مالی دانشگاه... * فرمان کاوه ... معلم... * بهرام ولدبیگی مشاور فرهنگی رحیمی... * داریوش محمدی ( پسر عمه ی خانمش )... ایتالیا ... فرش * پورانی ... نبش شهید حکیم (زیر آ.اس.پ) *پشابادی حسابداری* داریوش سرهنگی ... * لطیفه عرفانی همسر رحیمی * امیری مدیر کل دادگستری سنندج در زمان استانداری رحیمی* قاضی ملک محمدی (دادگاه انقلاب) * قاضی محمودی ... * دفترخانه ی سر تخت طاووس (درّی)... * شهبازی معاون در دیوان... از اقوام آقای یونسی وزیر سابق * حسن عربیان ... سفارت ...

و خلاصه اینکه :

دیوانه گرش پند دهی ،کار نبندد

وربند نهی ،سلسله درهم گسلاند...

دوشنبه 13 شهریور 1391

بیروت - رضا گلپور چمرکوهی


ضمنا با توجه به درگذشت مظلومانه استاد ارجمندم برادر جانباز و یادگار دوران دفاع مقدس مرحوم مغفور دانش معتمدی ضمن عرض تسلیت به خانواده ی محترمش و بویژه آقا زاده ی گرامیش هنرمند گرانقدر جناب آقای علیرضا معتمدی ؛ و عرض اعتذار از عدم حضور در مراسم تشییع و تدفین آن عزیز ؛ از همه ی دوستان و مخاطبین محترم این خبر تقاضای خواندن فاتحه ای برای روح آن عزیز دارم با صلوات بر محمد و آل محمد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 16:8  توسط رضا  | 

دادگاه متشاکی مشایی برگزار شد

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در جلسه دادگاه رضا گلپور نویسنده شنود اشباح که صبح امروز سه‌شنبه در شعبه 1057 دادسرای ویژه کارکنان دولت به ریاست قاضی حیدری برگزار شد، گلپور پس از قرائت کیفرخواست به دفاع از خود در برابر اتهامات وارده پرداخت.

این جلسه با حضور نماینده دادستان به عنوان مدعی‌العموم و نماینده حقوقی دولت و وکیل خصوصی اسفندیار رحیم مشایی برگزار شد.

اسفندیار رحیم‌مشایی که شاکی این پرونده است، به دلیل همراهی محمود احمدی‌نژاد ‌در سفر به ‌عربستان برای شرکت در اجلاس مکه در جلسه امروز دادگاه غایب بود.

قرار بود در این جلسه به اتهامات رستمی مدیر سایت «عماریون» که دیدگاه‌‌های گلپور درباره سوابق و عملکرد رئیس دفتر رئیس جمهور را منتشر کرده، رسیدگی شود اما وی به دلیل سفر به عتبات عالیات نتوانست در دادگاه حضور یابد.

محاکمه رضا گلپور در ساعت 11 و 40 دقیقه به پایان رسید و او در گفت‌وگو با خبرنگار فارس بدون ذکر جزئیات دادگاه صرفا به این جمله بسنده کرد که امیدوار است با استعلام از مراجع ذیصلاح به ویژه وزارت اطلاعات، سازمان قضایی نیروهای مسلح و سازمان ثبت احوال، بی‌گناهی‌اش نسبت به اتهامات وارده از سوی مشایی اثبات و تبرئه شود.

رضا گلپور که در کتاب «شنود اشباح» ‌به افشاگری علیه سران سازمان مجاهدین انقلاب پرداخته بود، در نامه‌هایی که طی سه سال اخیر منتشر کرده، مطالبی را درباره اسفندیار رحیم مشایی مطرح کرده که شکایت دفتر رئیس جمهور را در پی داشته است.

اگرچه این جلسه علنی بود، اما به دلیل آنچه از سوی رئیس دادگاه "لزوم هماهنگی برای حضور خبرنگاران" بر اساس بخشنامه رئیس قوه قضائیه عنوان شد، از حضور خبرنگار در جلسه ممانعت شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 11:23  توسط رضا  | 

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

شبکه دولتی ایران در اقدامی تأمل برانگیز با تداوم سوء استفاده از امکانات رسمی دولتی در سایت تحت مسئولیت آقای جوانفکر (www.inn.ir) در مورخ 8 مرداد1391 در مطلبی با عنوان سکوت مدعی العموم و تداوم هتاکی های رضا.گاف به دولت ضمن انتشار عکس اینجانب و لوگوی سایت عماریون و نیمی از تیتر نامه ام به حضرت آیت الله آملی لاریجانی، ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران با عنوان درخواست رسیدگی جدی به اتهامات مشایی، مرتضوی و فقیه را در مورد فساد، قتل و قاچاق دارم چنان به پریشانگویی افتاده که لازم است ضمن دعوت او و همه ی گردانندگان پشت پرده اش به حفظ آرامش و خونسردی توضیحاتی را ارائه نمایم:

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

سایت تحت مسئولیت شما نوشته است : "... یک عنصر هتاک به نام رضا.گ، به بهانه نامه به آیت الله آملی لاریجانی ، بار دیگر در مطلبی موهن که در سایت عماریون منتشر شده ، انواع اتهامات و توهین ها را به مقامات دولتی نثار کرده است.

حال از مدعی العموم محترم می پرسیم که اگر یک هزارم این لجن پراکنی ها به منسوبان برخی افراد شناخته شده ، صورت گرفته بود ، آیا باز هم سکوت پیشه می کردند؟! "

اولا اگر مطلب را خود ننوشته اید و دوستان بفرموده بنویس شما ( در شبکه ی ایران که شنیده ام از پاساژ مهستان جذب کرده اید) زحمتش را متحمل شده اند برایشان دوره ای آموزشی بگذارید (به همراه خود یا حتی بدون حضور خودتان!) تا این مفهوم ساده رسانه ای را به شما ها بفهمانند که وقتی عکس چهره رضا گلپور را منتشر کرده اید دیگر نیازی به مخفف آوردن فامیلی اش نیست. بویژه در مطلبی که نویسنده اش (شما یا هر یک از جریان بفرموده بنویستان) حتی می ترسید اسم خود را بنویسید!

ثانیاً من که بر خلاف شما ،گردنم در مقابل قانون ، از مویی باریکتر! است و با اسم ومشخصات کامل خود ، نامه ام را در سایت عماریون منتشر کرده ام و در آن نامه ، نمونه هایی مستند از مطالب مربوط به مدیریت گذشته آقایان اسفندیار رحیم مشایی ، سعید مرتضوی و ابوالحسن فقیه و برخی مرتبطان ایشان خطاب به رئیس محترم قوه قضائیه مرور شده است . شما چرا به من هتاکی میکنید ؟ در نامه ام به قتل های مشکوک توسط نیروهای تحت امر مشایی (که پرونده قضایی مفتوح در سازمان قضایی مازندران ،تهران ،سمنان داشته ... و آقای اسفندیار رحیم مشایی رسماً در آنها متهم به دخالت در قتلها بوده است و طبق مستندات بنده حد اقل تا سال 1376 پرونده های مربوطه اش در جریان بوده) و چه بسا توضیحات حداقلی مسئولین فعلی قضایی قم بویژه قاضی محترم نیک نهاد بتواند در یافتن پاسخ سوالات بیشمار مطروحه در باره این فقرات قتل در سوابق آقای مشایی حلّال مشکلات باشد ؛ اشاره ای داشته ام . یا برای نمونه ی دیگر تصویر قضایی سند احراز بزهکاری ابوالحسن فقیه در تقلب و دسیسه در امر نظام وظیفه یا قاچاق به اسم ایتام! که ششصد - هفتصد میلیون تومان جریمه تضامنی اش را هم داده ویا تعلیق بودن سعید مرتضوی به عنوان متهم کلیدی جنایت کهریزک و مطالب نظیر را بیان کرده ام و جالب نیست که شما با واژه ی لجن پراکنی از آنها یاد میکنی؟! ؛ باور بفرمایید این لجن کاری ها نمونه ی عملکرد دوستان هم باند شماست که برایشان پستان به تنور می چسبانید! گناه من تنها بیان آنها جهت اثبات بی صلاحیتی امثال آنها و درسطح پایین تر امثال شماست!تکه های سوابق لجنی اش به بنده بر نمیگردد.

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

سایت تحت مسئولیت شما نوشته است : " ... رضا.گ در دور جدید هتاکی های خود ، مقامات دولتی را "ننگی بر دامان نظام جمهوری اسلامی" توصیف و به انواع اتهامات از جمله "قتل ، فساد و قاچاق" متهم کرده و چنان آزادانه به لجن پراکنی پرداخته که گویی مصونیتی آهنین دارد و از هیچ پیگردی نگران نیست..."
مصونیت آهنین را شما و امثال شما دارید که با وجود تأیید محکومیتتان ، پیک دیپلماتیک و رسول رئیس جمهور در دیدارهای لبنان می شوید و با تأسی به اربابتان مشایی ، مارکوپولو واربه سفر فرنگ می روید!

بنده جز خدا کسی را نداشته ام و نمی خواهم داشته باشم. این جمله را نه الان به تو که در روز دوم بازداشتم (1384) به حجت الاسلام والمسلمین باز جویی کننده ام در 209 اوین که به من میگفت زودتراز 20 سال آینده پشت دیوار های اوین را هم نمی بینی گفتم .به تو هم تذکر می دهم فاکتور اراده ی حضرت حق را دست کم نگیر و به این لنگهای حمامی که به اسم پست و مقام برای ستر عورات در گرمابه ی دنیا به بندگان میدهند دل نبد.مردانگی به لنگ دل بستن نیست!

نه الان که مرتضوی آویزان امثال مشایی است و تیمی را به عنوان مشاور با از این ستاد به آن وزارتخانه جابجا می کند و هر روز و شب می ترسد که نکند روح الامینی مصاحبه ای بکند! تأکید می کنم نه امروز که در زمان تفرعن دادستانی تهرانش در 209 دیده ام که قبل از صدور حکم محکومیت و تنها در مرحله ی تحقیق ، 6 ماه برایم به طول انجامید.من مصونیت آهنین دارم !؟یا تو و آقای بقایی و مشایی که خود را به ریاست جمهوری کلیپس کرده اید؟

بر خلاف تو و بهتر بگویم بر خلاف اربابت آقای مشایی همواره از شر ملیت گرایی ، خودبزرگ بینی ، خودمرشدانگاری، خودنظریه پردازبینی ،خودرئیس جمهورپنداری(ناشی از گره خوردگی زیاد کاری!) ، خود مجتهد بینی،خود... پنداری، التقاط در اندیشه ها، اعوجاج در تولا و تبری، دوگانگی نسبت به ولایت فقیه و دائما ادعای ولایتی بودن و داشتن به خدایی پناه برده ام که عزت و ذلت بندگان به دست اوست و نه تنها خدای شهود و این دنیا که خداوند غیب و آخرت نیز هست.

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

سایت تحت مسئولیت شما نوشته است :" جناب مدعی العموم! اگر یک وبلاگ نویس حامی دولت ، هیچ نمی گفت ، جز انتشار کد ملی دختر شما ، آیا گریبانش را رها می کردید؟ مگر نه این است که رضا.گ ، پیش از این هم لاطائلاتی از این دست را قضایی منتشر کرده بود و انتظار می رفت مدعی العموم از وی شکایت کند اما چنین نشد و رییس دفتر رییس جمهور ناگزیر از وی شکایت کرد که به اذعان متشاکی قرار است در دادگاه رسیدگی شود؟"
واقعا نمی توان فهمید انتشار کد ملی دختر دیگرِ آقای مشایی (برای اثبات اینکه او نه تنها همسر دیگری (غیر از مادر خانمِ پسر آقای احمدی نژاد)دارد بلکه از این همسر دیگر بچه دار هم می باشد؛لاطائلات است؟! یا شکایت او و وکلایش از رضا گلپور به اتهام نشر اکاذیب ؟ اشکال من به تعدد زوجات مشایی نبوده بلکه در راستای اثبات حقانیت عرائض خود (و آشکار شدن دوچهرگی نامبرده )بوده که مصداق اشاعه ی اکاذیب توسط گلپور را اشاره اش به همسرِ دیگر داشتن مشایی عنوان کرده بود و ذیل چنین اکاذیبی بنده را به دادگاه کشانید!

مدعی العموم باید از من بدلیل اشاعه ی اکاذیب شکایت می کرد؟ یا از او که همسر داشته ی دیگرش را انکار می کند و من برای اثبات آن مجبور به اعلام کد ملی دختر مشایی (حاصل از این ازدواج دیگر!) بوده ام! جوانفکر! مگر من از او شکایت کرده بودم؟!

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

سایت تحت مسئولیت شما نوشته است : "آقای مدعی العموم ! اجازه ندهید در اذهان عمومی شبهه بی عدالتی ایجاد شود. به راستی اگر رییس دفتر قوه قضائیه یا مقننه را به قتل متهم می کردند بازهم دست روی دست می گذاشتید و از خودتان بی تفاوتی نشان می دادید؟"

اگر بنده به این اتهام اشاره کرده ام بر اساس پرونده های مطروحه ی ناتمام مانده در قوه قضائیه بوده است و بنده هم قطعا امید رسیدگی عادلانه و قانونی توسط قوه قصائیه ی کشور داشته و اتفاقا دلیل انتشار این نامه خطاب به ریاست محترم قوه نیز همین امر بوده و هست.

جناب آقای جوانفکر ، زال رسانه ای جریان ... !

سایت تحت مسئولیت شما نوشته است : " اینکه آنچه این عنصر معلوم الحال به عنوان عروسک خیمه شب بازی آمران پشت پرده کودتا علیه رییس جمهور به بیان آورده ، اتهاماتی است که رسیدگی به آنها وظیفه مستقیم دستگاه قضایی است. قوه قضائیه باید به این اتهامات رسیدگی کند ، یا درست است یا نادرست، اگر درست بود به قانون عمل شود و اگر نادرست بود، باید حکم قانونی و شرعی رضا.گ هم به اجرا درآید."

آنقدر گرفتار توهّم توطئه اید که حکم قانونی و شرعی محکومیت شخص خودتان را که توسط قوه قضائیه صادر شده ، گردن نمی نهید و در جایگاه تریبونیِ قوه ی مجریه ، با شعار ضدیت با کودتا! برای مدعی العموم و دستگاه قضایی و دیگران تعیین تکلیف میکنید ... بر خلاف شما بنده حال شما و باند حامی شما در دفتر رئیس محترم جمهور را معلوم! نمی دانم و به عنوان شخص حقیقی خودم از اینکه نوشتن نامه ای مستند آنهم خطاب به رئیس قوه ی قضائیه و انتشار آن توسط تنها یک سایت! پس از 7 سال از استقرار و ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد؛ به عنوان "خیمه شب بازی آمران پشت پرده ی کودتا! علیه ریاست جمهوری" در سایت رسمی دولت ایران ، تئوری پردازی می شود با توجه به سوابق قتل ، قاچاق و انحراف آقایان مشایی ، مرتضوی و فقیه ، تعجبی ندارم.

ضمنا از این فرصت مبارک کمال استفاده ی لازم را نموده و لعنت بیش از پیش خود را بر اعضای لجنه های تفتین و تسلیم (لژهای فراماسونری) که در دو قرن اخیر مهلک ترین ضربه ها را ناجوانمردانه و از سرِ همه جا فروخته شدگی خویش به اربابان اجنبیشان ؛ به مردم شریف و مؤمن ایران اسلامی وارد ساخته اند (در هر گروه و صنف و مجموعه ای که در آن حضور و نفوذ دارند ) اعلام میدارم.بیش باد و کم مباد.

والحمدلله رب العالمین

رضا گلپور چمرکوهی

یکشنبه 8 مرداد 1391

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 21:13  توسط رضا  | 

درخواست رسیدگی جدی به اتهامات مشایی، مرتضوی و فقیه بخش اول


باسمه تعالی شأنه




با سلام بی پایان بر وجود نازنین حضرت بقیَّه الله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)؛ آرزوی سلامت وموفّقیّت روزافزون نائب بر حقّ ایشان مقام معظّم رهبری ، همه ی دست اندرکاران شریف نظام مقدّس جمهوری اسلامی و همه ی رزم آوران شهادت طلب جهان اسلام .

حضرت آیت الله لاریجانی آملی

ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

با سلام ،ادب وآرزوی موفقیت روزافزون ؛

از باب انجام تکلیف شرعی و وظیفه ی شهروندی خود به عنوان خبرنگاری آزاد و پژوهشگری که به موارد شرم آوری از نفاق وسوء استفاده از قدرت توسط برخی مدعیان اصولگرایی در دستگاههای اجرایی کشور برخورده ام ،با انتشار عمومی این نامه ، از جنابعالی استمداد راهنمایی و پیگیری عملی برخورد جدی قضایی در زدودن این نمونه لکه های ننگ از دامان دستگاههای نظام و اطلاع رسانی به موقع به افکار عمومی آزاده و شریف کشورمان را دارم.

پیشاپیش از حسن توجه حضرتعالی و دیگر نیروهای صادق و دلسوز تحت مسئولیت شما کمال تشکر خود را اعلام و از طولانی شدن توضیحات ضروری مرور شده - که چه بسا در پاره ای از آنها خود حضور ذهن بهتر و دقیقتر داشته باشید - عذرخواهی مینمایم :

از آنجا که اخیراَ با شکایت جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی مسئول دفتر و چندین عنوان دیگر رئیس محترم جمهور وپیگیری های مجدانه! ی معاونت حقوقی آقای احمدی نژاد درباره ی نامه ای که در آذر ماه 1389 خطاب به رحیم مشایی منتشر کرده بودم؛ احضاریه ای از شعبه ی 1057 (مستقر در مجتمع خیابان قدس) دریافت داشته ام که باید در ساعت 10 صبح روز سه شنبه 24 مرداد 1391 حاضر گردم که متاسفانه و در کمال ناباوری نشان از صدور قرار اولیه ی مجرمیت برای اینجانب دارد. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی یکم ملاحظه گردد}

از این که می بینم آقای رحیم مشایی حتی مواردی را که در مصاحبه ها و گفتگو های خود با شخص اینجانب بدانها افتخار می کرد مثل ازدواج خود با متهمه (ی ظاهراً تواب از همکاری با سازمان جهنمی محاربین خلق یعنی) سرکارخانم شهربانو (طاهره)ذبیحیان لنگرودی همسر اوّل او و یا افتخار به ازدواج بعدی خود با خانم زیبا امیولانیفر و یا افتخار به همکاری با انجمن حجتیه در سالهای انقلاب و یا افتخارش به برخورد و حذف فیزیکی محاربین {بویژه در جریان ایراد اتهام به شخص او در زمینه ی قتل شهود کلیدی عضویت در شبکه ی مخوف و آدمکش ماشاءالله سعیدی از سران کلیدی سازمان جهنمی محاربین خلق ایران در مازندران و در عین حال شهودِ ) نقش داشتن برادرش بختیار (معروف به کوروش رحیمی ) در جریان حمله به پایگاه بسیج کتالم رامسر در 16 مرداد 1360} اکنون رسماً و کتباً تکذیب مینماید؛ ایمان آورده ام که کاسه ای زیر نیم کاسه ی او است وگرنه آیا نباید از این دو چهرگی و دوگانگی عجیب و غیر قابل فهم در جریان یک پرونده ی رسانه ای آنهم در شخصیت کسی که عملاً مراد رئیس جمهور کشور است هراسید؟

رحمت و رضوان خداوند بر شهید بصیر انقلاب آسید اسدالله لاجوردی(قدّس سرّه) که در وصیت نامه ی مظلومانه اما راهبردی خویش به زیبایی حقایق تلخ خطّی نفوذی و وابسته به اجانب ضدّ دین را این گونه ترسیم فرمود :

"... همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق ، سراسر وجودشان را و همه ی ذهن و باورشان را پر کرده و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ ، به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند.

هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ...! برقرار می کنند،هم آنان را دستگیر میکنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیفشان سخت بیمناک می شوند...

گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است.چرا که علاوه بر همه ی شیوه های منافقانه ی منافقین ،سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته ...صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده ی منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند..." {در این باره لطفا پیوست تکمیلی دوم ملاحظه گردد}

ریاست محترم قوه قضائیه

از آنجا که از انسان دوچهره باید بر حذر بود بلکه از بی تقوائیش باید ترسید ، اخیرا مجموعه یادداشت های پراکنده ی پژوهشی خویش پیرامون ریشه های جریان انحرافی با نگاهی دقیق تر به گره خوردگی خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی با سازمان محاربین خلق ایران را با عنوان اشباح جنگل (در پنج قسمت) جهت بررسی های دقیق تر توسط مسئولان امنیتی و قضایی و نیز آگاهی و انتباه بیشتر افکار عمومی نسبت به این جریان انحرافی و عملکرد مزوّرانه اش آماده ی انتشار نموده بودم که پس از انتشار قسمت اول آن در برخی سایتها به دلیل تلخی شدید واقعیات انکارناپذیر این گره خوردگی بهت آور و غیر قابل اغماض ، نه تنها در فضای رسانه ها با سکوت مطلق آقای رحیم مشایی و اعوان و انصارش بلکه با موارد تهدیدآمیزی از طرف این جریان خطرناک و بویژه برخی وامداران و یاوران امنیتی این جریان که با سوءاستفاده از جایگاه های خود به تهدید اینجانب و سایت های مرتبط با نشر پژوهش هایم پرداختند ، مواجه شدم که چاره ای جز توقف انتشار این مجموعه و طرح استمداد از حضرتعالی برایم نمانده است.به لفظ جلاله الله قسم ذره ای از کشته شدن و شهادت در راه خدا بویژه بدست منافقین آلت فعل صهیونیست ها باکی ندارم و بالعکس مشتاقانه در آرزوی وصال آن لحظه ام اما چون وظیفه ی شرعی اینجانب که تقید به حدود آن جرأت انتظار شفاعت قسیم جنت و نار علیه السلام را به روح و جسمم می بخشد نگارش این نامه را موجب گردیده است.


علیرضا توکلی طرقی! دعوت از1200 + 190 ایرانی خارج از کشور

 توسط محمدشریف ملکزاده یا میثم طاهری یا ... ؟



درویشعلی شمس!



کاظم کیاپاشا


حسین هاتفی فارمد


محسن کافی (همانند مرتضی کافی) خدمات بی نظیری به اسفندیار رحیم مشایی داشته است که مستحق تشویق می باشد!


سفر اردن!

 

سفر آمریکا




و چه دانی که چیست بلاروس؟!

 

ریاست محترم قوه قضائیه

قبول بفرمایید که در امان بودن کشور و نظام را که بنده کاره ای نیستم نظر بدهم؛ اما امنیت خود و خانواده ام را از طرف گروه وابسته به آقای مشایی در خطر می بینم؛ همان رحیم مشایی ای که حداقل متهم به آمریت در چندین فقره قتل می باشد که آنهم مربوط به زمانی است که عضوی کوچک در تشکیلات نظامی امنیتی واحد اطلاعات سپاه بوده (حالا که به فضل آقای احمدی نژاد همه کاره ی اجرایی اقتصادی سیاسی امنیتی فرهنگی می باشد وحتی دو وزیر فعلی و قبلی اطلاعات به دلیل عدم تولای لازم به شخص شخیص وی کنار امنیت شغلی نداشته اند!)

 

(جهت شادی ارواح شهدای رامسر که توسط تروریستهای خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی به شهادت رسیدند صلوات برمحمد و آل محمد)

ریاست محترم قوه قضائیه

متذکر می گردم از نمونه های اعلای کارآمدی مدیریت قضایی نظام مقدس جمهوری اسلامی، برخورد انقلابی و عدالت محورانه با فرمانده ی منافق واحد نهضت های آزادیبخش سپاه (که در زمان خود کلیه ی عملیات های خارج از کشور سپاه را بر عهده داشت ) و یا مسئولیت فرماندهی در سپاه اصفهان را دارا بود می باشد که اتفاقاً به شدت مورد حمایت آقای حسینعلی منتظری قائم مقام وقت رهبری وگره خورده ی به او بود .

 اگر اقتدار سیستم قضایی کشور نمی بود چه بسا دامنه ی جنایات و آدمکشی های نامبرده و باند خطرناک و نفوذی اش در سپاه و بیت منتظری منجر به چالشهای جدی برای آینده ی نظام و بروز فتنه های پیچیده تر میگردید. اگر دستگاه قضایی با رعایت استقلال کامل و نهراسیدن از جایگاه سید مهدی هاشمی و مدافعانش در بین بزرگان نظام ؛ پرونده ی قتلهایی را که به آمریت و معاونت وی (به بهانه های مختلف مقابله با منافقین یا فواحش و یا امثالذلک )سالها قبل به وقوع پیوسته بود به شکل عادلانه و فارغ از مظلوم نمایی ها ی منافقین و اَنگ های محاربین و ترس از جو سازی های سیاسی آفتابه های دور قاب ، رسیدگی و به موقع اطلاعرسانی می کرد چه بسا آقای منتظری هم با وجود ابعاد مثبت و سوابق و عملکردهای انقلابی و مدعی عمل به آرمانهای امام خمینی به تعبیر خود امام در معرض سقوط به قعر جهنم قرار نمی گرفت.

سید مهدی هاشمی از به اصطلاح مبارزان قبل از انقلاب بود که در اثر فقدان مبانی صحیح فقهی، خود شگفتی ، کم تجربگی وشتاب زدگی  در برداشت های اسلامی رگه های روشنی از التقاط وروشنفکرزدگی در او نمودار شده بود. وی شخصیتی مبارز و سیاسی داشت که به گفته ی خودش همین سیاسی گری های دور از تهذیب و تزکیه او را به شقاوت ابدی کشاند. از آنجایی که برادر سید مهدی، داماد خانواده آیت الله منتظری بود، او توانست به خوبی در بیت آیت الله منتظری نفوذ کند و حمایت کامل و همه جانبه ی آیت الله منتظری را نسبت به خود جلب کند.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 17:0  توسط رضا 

 

 


هر چند عدم حمایت حضرت امام خمینی از جریان تحصن کلیسای سنت مری پاریس در زمان دستگیری سید مهدی هاشمی توسط ساواک، برای هوشیاران کافی بود تا انحراف او و اطرافیانش را تشخیص دهند، اما متأسفانه جریان سیدمهدی هاشمی و باند اطرافش موفق شدند با انحراف از مبانی و التزامات شرعی و قانونی ولایت فقیه ، پس از نفوذ به دستگاههای مختلف و بویژه امنیتی نظام ،عقاید انحرافی وافکار التقاطی خود را درحوزه های اندیشه بویژه با هدف قرار دادن جوانان مستعد اما احساساتی و کم تجربه با محور قرار دادن شهرستانها ذیل تبلیغات و تطمیع و تهدیدها؛ زمینه های سقوط اساسی حسینعلی منتظری را به دامان بی بی سی و اربابانشان فراهم آورند تا به خیال باطل خود به خط اصیل و مبنایی انقلاب و نظام اسلامی در عمل ضربه وارد کنند.

{قسمتی از نامه مبارک حضرت امام خمینی: }

جناب آقای منتظری

در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.

شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم...

من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند...یکشنبه ششم فروردین شصت و هشت (ه.ش)...

ریاست محترم قوه قضائیه

در سال 1354 ، ماشاءالله سعیدی (فرزند محسن با پوشش رسمی کارمند عالیرتبه ی فرودگاه) یکی از افراد امنیتی کادر مرکزی و تشکیلاتی سازمان محاربین خلق (که از نظر نوع عملکرد در لینک مرتبطین هاشمی هشتم ساواک قابل تحلیل می باشد) با استقرار در شهرستان رامسر فاز سیاسی سازمان را آغاز و عملیاتی می نماید.

نامبرده در طیّ مدّت اقامت خود در شهرستان رامسر که تا پایان فاز سیاسی و قبل از خروج مسلحانه ، ادامه داشت ؛ با رعایت پوشش انجمن حجتیه (ابراز ارادتمندی شدید به زیارت امام زمان درلابلای درختان خضراء جنگل و تلاش شدید برای تحدید فرهنگ بهائیت) با نهایت دقت با جذب افرادی نظیر مهندس حسین حدادی مقدم (معدومی)؛ مهندس علی صالحی (معدومی)؛ شکرالله محمدشریفی (معدومی) ؛ فیروز رحیمیان (معدوم شده) و امثالهم اقدام به کادرسازی و آموزش سازمانی محسوس و غیر محسوس نموده و پس از سالها فعالیت موفق به راه اندازی گسترده ترین تشکیلات سازمان محاربین خلق در شهرستان رامسر گردید.

یکی از روش های سؤال برانگیز عملکردهای اسفندیار رحیم مشایی در دوره ی حضورش در سپاه مازندران حذف سریع متهمانی است که بعضاً از اعضای تشکیلاتی سازمان محاربین خلق و در ارتباط مستقیم با ماشا اله سعیدی  بوده و به استناد شواهد و قرائن موجود سابقه و اطلاعات جامعی از اهداف، استراتژی و رویکرد مشی مسلحانه ی سازمان، لایه های درونی و احتیاطی، نحوه ی پشتیبانی، آشنا با مقرهای نظامی و مخفی گاههای سلاح و مهمات و دیگر تیمهای تروریستی سازمان داشتند.

 

این افراد متأسفانه پس از شناسایی و دستگیری در طیّ مدت زمانی کوتاه بدون تخلیه ی اطلاعاتی حسب اوامر اسفندیار ( و تأکید دارم با توجه به شواهد و قرائن مهم چه بسا به هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای سوابق خود و خانواده اش ) معدوم گردیده اند. برای نمونه طاهر رضایی چمني محارب معدوم خدمتگذار منزل مادر اسفندیار (به همراهی حشمت چمنی) عامل نفوذي محاربین در بسيج كه باعث موفقیت حمله آنان به بسيج كتالم شد.وي پس از بازداشت صريحا اعتراف مي كند كه با پيشنهاد كوروش رحیم مشایی و گذراندن آموزشهاي نزد او به تشكيلات بسيج نفوذ كرده و اطلاعات و اخبار خود را به كوروش منتقل مي نمود.به نظر می آید وي به جهت اطلاعات با ارزشي كه در اختيار داشت و مي توانست موقعيت اسفندیار و مرتبطینش را به مخاطره بيندازد بلافاصله اعدام مي شود.

 

بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی

 

جالب است که وقتی آقای اسفندیار رحیم مشایی با ژست های مقدس مأبانه و ادعاهای ارتباطی با امام عصر در عالم رؤیا و این گونه اداء و اطوارهای عوامفریبانه موفق به اثرگذاری و جلب توجه مسئولین امنیتی، اقتصادی و اخیراً نیز سیاسی گردیده است و معاون کلیدی و بلکه عقل و قلب منفصل آقای احمدی نژاد شده است، با همکاری برادر محاربش بختیار رحیم مشایی (حالیه معروف به کورش رحیمی)  و تعداد دیگری از اعضای مرتبط با اشباح ماشاءالله سعیدی که دست نابکارشان به خون مطهر بچه های سپاه و بسیج وحزب اللهی های کوچه و بازار آلوده بوده و به برکت الطاف و عنایات ملوکانه ی اسفندیار از حداقل های مجازات نیز رهایی یافته اند در پرتو بذل و بخشش های بیت المال نظام جمهوری اسلامی اقدام به فراخوانی و سازماندهی اعضاء و هواداران محاربین موسوم به منافقین و نیز دیگر گروهک های الحادی با الگوبرداری از روش های دهه ی 60 ایجاد کانون های موسوم به میلیشیا تحت تابلوی کوهنوردی نموده و شبکه ای از کهنه منافقان بعضاً مدعی توبه را حمایت و ساپورت می نماید.

 

با تدقیق در رخدادهای پس از اعلام مشی مسلّحانه ی سازمان محاربین در رامسر و مدیریت سوء امنیتی و حفاظتی اسفندیار رحیم مشایی بویژه سوء استفاده از موقعیت حقوقی، هر ناظر اهل انصاف با ابهامات بسیار خطرناک مواجه میگردد. بدین معنی که قابل مشاهده است که افرادی از نیروهای تشکیلاتی و عملیاتی سازمان محاربین علیرغم ارتکاب جنایات ددمنشانه بدلیل عنایات خاصه ی اسفندیار از مجازات اعدام رهایی و صرفاً پس از تحمل حبس های کوتاه مدت تحت عنوان تواب از زندان آزاد شدند و در مقابل افرادی از رده های دیگر سازمان که ارتباط و فعالیت شان در مشی مسلحانه در مسیر قانونی دادرسی محرز و اثبات شده نبوده بای دلیلی که بعضاً در جای خود سؤال برانگیز بوده است حسب امر اسفندیار بدون انجام تشریفات قضایی و محاکمه و صدور حکم، پس از بازداشت، تیرباران میگردیده اند.

 

باز از مصادیق این اعدام ها می توان به تیر باران 4 تن از اعضای گروهک محاربین به نامهای:

حسین شاه منصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان و فیروز رحیمیان اشاره کرد که توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون حکم قضایی به قتل رسیدند. عوامل اجرایی این اعدامها به نامهای هادی پیامی،عادل مشایی،بهرام قربانیان وغلامعلی سلیمان نژاد قابل اشاره اند. در خصوص اعدام افراد یادشده، پس از چندی توسّط خانواده شان شکایتی علیه نیروهای عملیات سپاه به مراجع قضایی تسلیم گردید که در جریان رسیدگی به آن اسفندیار نیز چند جلسه جهت بازجویی به دادسرای نظامی احضار گردید...

ماجرای غمبار و غیر قابل انکار در این مقطع آنجا نهفته است که اسفندیار رحیم مشایی در مقطع زمانی یادشده عنوان مسئولیت جانشینی واحد اطلاعات سپاه را یدک می کشید و با سوء استفاده از موقعیت حقوقی و نقش کلیدی خود در واحد اطلاعات سپاه عملاً خدمات شایانی را به سازمان محاربین و دوستان قدیمی تر و فامیل های خود در سازمان محاربین یعنی تیم ماشاءالله سعیدی می نمود.

در سالهاي 1359 لغايت 1361  به جهت عدم بينش و دانش كافي مسوول واحد اطلاعات سپاه رامسر، روند مأموريت امنيتي واحد اطلاعات سپاه با اراده اسفندیار كه جانشين واحد بود انجام مي گرديد و افردي همچون  مجيد نورحسيني (يا حسيني)، درويش علي شمس، محسن کافی (حميد فاضلي)، نيك نهاد و ....   با ايجاد يك زنجيره انساني تحت سيطره و مديريت اسفندیار، واحد اطلاعات سپاه رامسر را تشكيل مي دادند.

علاوه بر اين وجود افراد مسئله داري همچون:«ناصر طاها، بهمن الهي(فيلي)، موسي اشكوري، عطا دل آرا، مصيب نياستي، احمد رضوي(نرژا)» در پست هاي كليدي و حساس سپاه علاوه بر پيچيدگي و پيوستگي اين شبكه انساني استيلاي جريان منحرف سياسي حاكم بر سپاه را مضاعف مي نمود.

ماشاءالله سعیدی در اوایل اعلام مشی مسلحانه توسّط سازمان در منطقه حضور داشته و شخصاً عملیاتهای تروریستی را طراحی و هدایت می نمود. پس از شناسایی و اندک زمانی قبل از اقدام به دستگیری توسط نیروهای عملیات سپاه با اطلاع یافتن از طریق منبع نفوذی خود در سپاه (که برابر گزارشات موثّق در ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی بوده است) شب قبل از عملیات با تخلیه ی لوازم و اسناد و مدارک خانه ی تیمی خود متواری و از آن زمان تا کنون به شبحی همچون هادی ِمسعود کشمیری تبدیل گردیده است! {در این باره لطفا پیوست تکمیلی سوم ملاحظه گردد}

ریاست محترم قوه قضائیه

آنچه بنده با مخاطب قرار دادن حضرتعالی بر آن تأکید دارم و امیدوارم ولو در مسیر رسیدگی به شکایت قبلی اسفندیار رحیم مشایی  از اینجانب مورد توجه جدی دستگاه قضای کشور قرار گیرد؛ خطرناک بودن وجود شبکه ای آلوده و متعفن  در نظام اجرایی کشور می باشد که شکل گیری آن ناشی از عدم دقت به فساد موجود در سوابق و عملکردهای غیر شرعی امثال رحیم مشایی و باند قدیمی همراه اوست که متأسفانه اکنون با نهایت سوءاستفاده از ضعف های نفسانی و قدرت طلبی های امثال سعید مرتضوی ها و ابوالحسن فقیه ها به وضعیت فعلی تبدیل گشته است .

 

 

مگر مقام معظم رهبری (حفظ الله) در بند هفتم فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی نفرمودند :

"در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچ کس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اینجانب یا ديگر مسئولان کشور را از حساب کشي معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يکسان صورت گيرد. "

در بهار 1386 بود که ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز (زمان ریاست سردار نقدی) مطابق با رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اولین بار با اقدامی قاطع، انقلابی ، قابل تقدیر و  بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی اقدام به کشف، برخورد و افشای قاچاق کالا توسط یکی از گروه های سیاسی مدعی دروغین اصولگرایی کرد؛ آن ستاد در باره این اقدام خبر داد: "يكي ديگر از شبكه‌های‎ ‎بزرگ قاچاق ‏پوشاك كه با سوء استفاده از معافيت خاص جهت انجام امور خيريه در حجم‎ ‎وسيع اقدام به قاچاق پوشاك مي‌كرد ‏با تلاش پليس آگاهي تهران بزرگ كشف‎ ‎شد."

سایت "اقتصاد پنهان"وابسته به ستاد فوق نوشت: "شركت متخلف كه موقوفه خاص سازمان بهزيستي است ‏با استفاده از معافيت قانوني آن سازمان، پوشاك خارجي‎ ‎قاچاق را در خارج از كشور از قاچاقچيان دريافت، و در ‏ازای واردات آنها به داخل كشور با‎ ‎استفاده از 100درصد معافيت گمركي، اقلام مزبور را پس از ترخيص از گمرك ‏و در قبال‎ ‎دريافت مبلغي حدود "يك سوم" عوارض گمركي در داخل كشور به قاچاقچيان تحويل مي‌داده‎ ‎است."

‏مرتبطین با پرونده اعلام داشتند که شرکت متخلف با نام "موسسه بهزيست بنياد" وابسته به سازمان بهزيستي کشور بود که با استفاده از معافیت قانونی سازمان بهزيستي و تحت ‏پوشش واردات و صادرات کالا تحت عنوان خيريه اقدام به قاچاق ميليارد ها تومان پوشاک خارجي، گوشی تلفن، آیفون تصویری، برنج، چای، کلید مینیاتوری و لاستیک کامیون! و ... نموده بود...

افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سردار نقدی باعث شد تا "ابوالحسن فقیه" رئیس وقت سازمان بهزیستی علی رغم انکار اولیه اين موضوع و سپس انکار دخالت و اطلاع خود از این سوء استفاده مالی، پس از شش ماه با تایید تخلفات صورت گرفته، مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره بهزیست بنیاد را عزل کند.

با مطالعه سخنان "فقیه" در رسانه ها، این سؤال پیش می آید که: علی رغم این که وی از ابتدا به تخلفات آگاه بوده و خود نقشی اساسی در این افعال مجرمانه داشته، چرا در چند مرحله اقدام به عوام فریبی و دروغگویی کرده است؟؟ گویا طبق حدیث امام صادق (ع) فراموش کرده بود که: «خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط می سازد.» "

 به عنوان نمونه، فقیه می گوید: "بهزیست بنیاد از لحاظ حقوقی از سازمان بهزیستی جداست و اعضای هیئت مدیره آن شرکت حق امضا دارند و کیفر خاست برای بهزیست بنیاد صادر شده". اما طبق قانون؛ انجام این کار (قاچاق کالا)، بدون تایید و امضای رئیس سازمان بهزیستی ممکن نبوده است!

یکی از سایتها(نقدنیوز) برای اثبات کذب بودن ادعاهای فقیه ؛ نامه ای از وی به عنوان "رئیس وقت سازمان بهزیستی" به گمرک را منتشر ساخته بود :


 

نکته مهم این جاست که بنا بر سند فوق، شرکت اماراتی تنها قصد اهدای 1500 کیلو پوشاک داشته است؛ حال آنکه فقیه درخواست ترخیص 50 تن پوشاک(یعنی 48500 کیلو بیشتر) از گمرک می کند!

 

*خرداد 86 کشف فساد؛؛ خرداد 89 رأی دادگاه !

 

نحوه رسیدگی به پرونده :

07/03/1386 – اطلاعیه ستاد مبنی بر کشف شبکه فساد اقتصادی(بهزیست بنیاد) در سازمان بهزیستی.

10/04/1386 – صدور دستور قضایی به پلیس آگاهی تهران جهت انجام تحقیقات.

23/04/1386 – اعلام نتایج تحقیقات مقدماتی به دستگاه قضائی توسط پلیس آگاهی تهران.

26/05/1386 – نامه گمرک به "بهزیست بنیاد" مبنی بر احراز جرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان 6/638/489/326 ریال.

28/05/1386 – نامه رئیس کل گمرک به رئیس بهزیستی مبنی بر احراز جرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان مبلغ بند فوق.

03/06/1386 – فقیه طی نامه ای محرمانه و فوری به رئیس کل گمرک اعلام می کند: "جریمه یاد شده با نظر این سازمان، توسط آن شرکت(بهزیست بنیاد) پرداخت خواهد شد."

26/06/1386 – پس از عدم پرداخت جرائم توسط "بهزیست بنیاد"؛ نهایتاً گمرک علیه شرکت "بهزیست بنیاد" اعلام جرم می نماید.

14/07/1386 – گمرک اعلام می کند؛ با توجه به این که در اسناد گمرکی ارائه شده نام سازمان بهزیستی کشور به عنوان صاحب کالا آمده است، این سازمان در کنار سایر متهمین ... شناخته می شود.

16/11/1386 – پس از ارسال کیفرخواست ناقص به دادگاه، دادگاه جهت رفع نقص و انجام تحقیقات از فقیه، پرونده را به دادسرا عودت می دهد.

24/11/1386 – احضار "ابوالحسن فقیه" به عنوان متهم به دادسرا.

21/01/1387 – به علت بی اعتنایی فقیه به احضاریه های صادر شده از سوی دادسرا؛ حکم جلب آقای "ابوالحسن فقیه" با عنوان ریاست سازمان بهزیستی کشور صادر می شود.

21/01/1387 تا 11/03/1389 – "ابوالحسن فقیه" با دستور یکی از مسئولان وقت عالی رتبه قوه قضائیه جلب نشد و قرار بر این شد که فقیه شخصاً در دادسرا حضور پیدا کند و توضیح دهد.

علی رغم این که میزان اتهام فقیه با بقیه متهمین یکسان بود، اما وی با قرار کفالت آزاد شد(در حالی که سایر متهمین با قرار وثیقه - سنگین تر از قرار کفالت - آزاد شده بودند) و تا خرداد 89 پرونده مفتوح ماند!!!

11/03/1389 – نهایتاً پس از سه سال کش و قوس و اطاله دادرسی (به دلایل نه چندان نامعلوم!)، حکم شش نفر متهم اصلی پرونده طی رأی صادره از دادگاه انقلاب اسلامی تهران مبنی بر پرداخت تضامنی مبلغ شش میلیارد و ششصد و سی و هشت میلیون و چهارصد و هشتاد و هشت هزار و سیصد و بیست وشش ریال (بیش از ششصدو شصت و سه میلیون تومان) جزای نقدی صادر می شود.

 

هنگامیکه با تلاش ها و پیگیری های بعمل آمده توسط معاونت بازرسی وقت ستاد، گزارش کشف شبکه بزرگ قاچاق تحت پوشش امور خیریه به مرجع قضایی اعلام شد انتظار می رفت قوه قضائیه طبق الگوی حکومتی امام علی(ع) و فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر برخورد قاطع قضایی، علاوه بر جزای نقدی مندرج در حکم، نسبت به صدور حکم متناسب با جرم بر مبنای "ماده 2 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري"  (سه ماه تا دو سال حبس جهت سوء استفاده از موقعیت قانونی) نیز اقدام نماید. چرا که اگر "ابوالحسن فقیه" از موقعیت قانونی جایگاه خود سوء استفاده نمی کرد، شرکت "بهزیست بنیاد" هرگز نمی توانست اقدام به قاچاق کالا نماید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 16:59  توسط رضا 

ریاست محترم قوه قضائیه

پرونده فساد ابوالحسن فقیه و همدستانش در حکومت جمهوری اسلامی از کثیف ترین و رذیلانه ترین پرونده هایی است که تا به حال کشف شده است؛ تأکیدات قرآن کریم در تکریم یتیمان کجا و فساد و رانت خواری و قاچاق متهمان این پرونده به اسم یتیمان کجا؟!

آیا این شائبه در ذهن شما ایجاد نمی شود که به چه دلیل حامیان فقیه تا به امروز از او حمایت می کنند؟!

با فرض این که حکم صادره با همین میزان جزای نقدی اجرا شود؛ نباید از مسئولین قضائی بپرسید که حقیقتاً چه فرقی میان این دو دسته است؟؟؟ دسته اول قاچاقچیانی که با پر رویی و وقاحت اقدام به قاچاق پوشاک، سوخت و ... می نمایند و دسته دوم امثال متهمین این پرونده که در خفا و به نام ایتام و معلولین، رانت خواری و قاچاق می کنند. آیا فرقي بین این دو دسته نیست‌؟!

 

 

فرضاً در این پرونده ی اقدام به قاچاق توسط  فقیه(رئیس وقت سازمان بهزیستی) و همدستانش(مثل رستم خان!)  که پیگیری آن موجب دخالت شخص آقای احمدی نژاد در قبول استعفای سردار نقدی و جابجایی فقیه و تیمش به هلال احمر را موجب گردیده باشد، در روند قضایی پرونده (که حتی با ورود رجل دولت انتقالی که مأموریت  حفظ خوشنامی آقای احمدی نژاد را تا نفر بعد از خود در آن سِمت ایفا می کند) یعنی جناب آقای الهام (عصا بدست) در جایگزینی آقای نقدی و نهایتاً جایگزین نمودن متهم اصلی پرونده ی کهریزک (که به تعبیر مقام معظم رهبری جنایت بود) یعنی آقای سعید خان مرتضوی (قاضی تعلیق شده توسط دادسرای انتظامی قضات ) که  خللی ایجاد نشد. هر چند ستاد مرکزی مقابله با قاچاق کالا و ارز (مرجع اصلی پیگیری این پرونده  و نظایرش در پیگیری فرمان معروف مقام معظم رهبری) با انتصاب  مرتضوی از سوی رئیس جمهور و با خروج روند پیگیری این پرونده از اتوماسیون ستاد فوق عملا فتیله ی پیگیری این چراغ امید بخش را پایین کشید، اما چرا قوه قضاییه با اطلاعرسانی در مورد پرونده های این شبکه ی در هم تنیده شده در نظام سکوت می نماید؟


براستی مرتضوی کیست که دستگاه قضایی و حتی نظارت قوه ی مقننه را نیز مضحکه ی عملکرد خویش می نماید؟


آیا متهم به دستیاری در فروش سؤالات کنکور دانشگاه آزاد در سال 1382 نبود؟

آیا شائبه های جدی دخالت مؤثر او در جریان قتل زهرا کاظمی وجود نداشت؟


رابطه ی دوستانه اش با شریف! ملکزاده رئیس وقت مرکز اطلاعرسانی دانشگاه آزاد (از فدائیان و دستبوسان آقای هاشمی رفسنجانی و حسن شاهرخ روحانی و نقطه ی اتصال فعلی آقایان احمدی نژاد و شاهرودی در عرصه ی سیاست!) قابل انکار است؟

آیا انتشار مسائلی از قبیل درخواست مرتضوی از جاسبی برای اختصاص سهمیه ای جهت 200 نفر از قضات دادسرای عمومی و انقلاب تهران در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی  به شائبه های روابط ناسالم و پشت پرده ی مثلث جاسبی،ملکزاده و مرتضوی عقلاً دامن نمی زد؟

ملکزاده!

نمونه دستخط!


جهت ثبت در آرشیو پژوهشگران !

 

آیا اساساً استخدام مرتضوی در دانشگاه آزاد با داشتن دو سال کبر سنی که مغایر با مقررات بوده ( و البته این مشکل همانزمان با دستور و مجوز آقای جاسبی بر اساس تبصره جالب گنجانده شده در آئین نامه ای که فاقد مصوبه ی هیأت امنای دانشگاه بود مرتفع گردید) قابل انکار است؟

آیا نکات ارزشمندی که رئیس هیأت تحقیق و تفحص از آموزش عالی در مجلس هفتم در پاسخ به جوابیه دادستان وقت تهران مطرح نموده بود ارزش پیگیری قضایی در مرجعی غیر از مرجع اشغال شده توسط متهم نداشت؟


 


آیا نباید سؤال کرد که مرتضوی چه خدمات شایسته ای برای مشایی و تیمش داشته که مستحق ارتقا به یکی از حساس ترین منابع مالی دولت ولو به قیمت حذف احتمالی وزیر مربوطه داشته است؟

بنده می دانم که هزینه ی نگارش و انتشار این نامه به شما با شکایت های آشکار و اجرای احکام های ناآشکار وابستگان به این باند آلوده همراه خواهد بود. زهی شرف در اعلام برائت از اینان و حامیانشان.

ریاست محترم قوه قضائیه

سال گذشته زمانی که پس از تفهیم اتهام و سپردن قرار برای پیگیری مراحل بعدی قانونی و ارائه ی مستندات دفاعیه ی خودم به بازپرسی های مربوطه در دادسرای رسانه مراجعه کردم تصادفا نامه ای را در پرونده ی روی میز منشی دیدم که با امضای فردی به نام نبوی بوده و خواستار بسته شدن اساسی سایت عماریون شده بود و عنوان این آقای نبوی معاون حقوقی و قضایی سپاه پاسداران درج شده بود. واقعا برایم تعجب انگیز می نمود که چطور سایتی که حداقل در مورد درج مطالب اینجانب همزمان هم با جریان فتنه و هم جریان انحراف درگیر است شده خار چشم آقای نبوی! و البته با پیگیری های بعدی در فضای مجازی رسانه ها متوجه شدم که برخی سایتها او را معاون حقوقی و قضایی حجت الاسلام والمسلمین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه معرفی می کنند که رابط اصلی قوه قضائیه  با این سازمان به عنوان ضابط در رسیدگی به تخلفات منحرفین در هماهنگیهای قانونی احکام گونه گون آن بوده است. حتی با نهایت حسن ظن و مبنا قرار دادن این داده های رسانه ای هم  تلاش اینگونه صریح نبوی در به تعطیلی کشاندن سایت عماریون که در اوج درگیری با مشایی و باند اطرافیانش بود  برایم سؤال شد.و باز هم متأسفانه پاسخ خیلی ساده بود: فنای کاری نامبرده در سعید مرتضوی (چه در بحث مدرک دانشجویی و چه در استخدام خواهرش و پسرش در ستاد مرکزی مقابله با کالا و ارز!  (آنهم به عنوان مسئول دفتر معاونت حقوقی امور مجلس و بین الملل ستاد ،بدون دارا بودن حداقل های استانداردهای متعارف)  با پیگیری شخص مرتضوی به معاون وقت تحمیل و البته تا کنون به کار مشغول است.

در تکمیل پیگیری ها و پژوهش ها سوالات دیگری در ذهنم خطور کرد : چرا نبوی که هر شب سیده سمیه (خواهر محترمه) وسید احمد  ( پسر  جوان بیست و چند ساله اش) را در منزل می توانسته ببیند به دفتر آقای مرتضوی می رفته و جلسات ویژه با او می داشته است؟ آنهم در زمانی که علی القاعده سازمان فوق الاشاره درگیر پرونده ی دستگیری مرتبطین و بازجوئیهای جریانات انحرافی بوده است ؟

چرا مرتضوی در حالیکه مثلا مدتها حکم کاری یک فرزند شهید با مدرک فوق لیسانس(جناب آقای ت)را نمیزند اما برای پسر آقای نبوی (که لابد برای آقای مرتضوی از شهید محترم تر و کاراتر است) بلافاصله دست به امضاست؟ 

مرتضوی که نماینده رئیس جمهور در ستاد بود و حق هر نوع تصرفی را در بودجه ی خارج از شمول و بسیار قابل توجه آن داشته بود!

مرتضوی که با راکد گذاشتن پیگیری پرونده ی فقیه بهزیستی خدمت خود را به یاوران مشایی عملیاتی کرده بود!در مهندسی چه خدمت دیگری حضور آقای نبوی شخصاً در دفتر مرتضوی لازم بود؟



آیا داستان معروف 802 نفری که در آزمون دکترا گزینه ی صحیح را از اسپیس (space!) موجود در سؤال می یافتند؟ و وزیر وقت (که آقای احمدی نژاد او را همانند هلو دوست داشتنی برای خوردن البته بعد از عزلش! می نامید)لیست اخراجشان را امضا کرده بود و قاضی مرتضوی شکایت آنها را به شعبه ای خاص هدایت کرده بود که نهایتاً هم منع پیگرد خوردند ربطی به موضوع پیدا می کرد؟

علی ایحال حکم مشاوره زدن برای قاضی تعلیق شده حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد(رئیس وقت شعبه امنیت دادگاه انقلاب)؛ یا علی اکبر حیدری فرد قاضی تعلیق شده شعبه اول دادياری دادگاه انقلاب" (با داستان کشفیات موجود در خودرو و حمایت مرتضوی و داستان اصفهانش که پس از تعلیق از کار خود را قاضی معرفی کرده و کلت می کشد و تیر اندازی میکند ) {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد} ،میر محمد صادقی (که حتی حضور متعارف هم در ستاد نداشته)؛ محمد پاریاب ( از پادو های پشت پرده ی مرتضوی و دبیر شورایعالی اطلاعرسانی دولت در دوران (الهام(عصا بدست)) ، فیض الله میرزاوند یا دکتر مهدوی (وکیل آن خانم متهم فرانسوی) و امثالشان که از دوستان و ابواب جمعی قدیمی او بوده ... و در جایگاه مشاوران مرتضوی حق العمل مشاورات وپیگیریهای خود را از او  دریافت می داشته ومیدارند عجیب نمی نمود ، اما حکم و حق مشاوره زدن برای افرادی مثل سرتیپ میراحمدی و یا سردار حمید مقدم فر(از دوستان قدیمی حاج مرتضی رضایی و بعدها رئیس خبرگزاری فارس و هم اکنون معاون فرهنگی سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب) و نور چشمی دانستن خواهر و پسر آقای نبوی و  امثالهم را باید به سرلشگر جعفری تبریک عرض نمود! وچشم روشنی گرفت...

روشنتر عرض میکنم که مثلاً سعید مرتضوی ؛ سردار سرتیپ پاسدار میر احمدی (از مسئولین بلندپایه سپاه و رئیس وقت سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع وفعلا معاونت اداری و مالی سردار وحیدی ) را به عنوان مشاور خود در ستادمرکزی حقوق می داده است!

و صد البته پسر بیست و چند ساله ی سردار میراحمدی را نیز به عنوان مسئول تشکیلات عجیب حفاظتی ستادمرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز منسوب نموده! از یاد نبریم که در ستاد فوق وزرای اطلاعات؛ کشور؛ امور اقتصادی؛ صنعت معدن و تجارت؛ نفت؛ راه و شهرسازی؛ جهاد کشاورزی؛ بهداشت؛ مسئولان عالیرتبه قوه قضائیه؛ سازمان بازرسی؛ تعزیرات حکومتی؛ اموال تملیکی؛ سازمان استاندارد؛ بانک مرکزی؛ گمرکات؛ مناطق آزاد؛ دخانیات؛ نمایندگان عضوکمیسیون های مربوطه مجلس شورای اسلامی؛ نیروی انتظامی و ... تحت تدابیر حفاظتی آقای مرتضوی و تحت حفاظت پسر سردار میراحمدی قرار گرفته اند!

رئیس محترم قوه قضائیه

در مقابل امواج ساخته و پرداخته شده توسط دشمنان در مشروعیت زدایی از کار آمدی نظام ولایت فقیه قوه قضاییه زمانی موج شکن جدی خواهد بود که بتواند سلامتش را نه تنها در عرصه ی رسیدگی به پرونده ها بلکه در عرصه ی اقناع افکار عمومی پاسخ دهد.

شما منصوب رهبری هستید و بدانید سکوت و مماشات در برابر امثال فقیه و مرتضوی و مشایی و امثالهم پایه های کارآمدی نظام قضایی کشور را در افکار عمومی مردم متزلزل و امکان سوءاستفاده دشمنان قسم خورده انقلاب را در پی خواهد داشت. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد}

 

 

در پایان صادقانه می پرسم آیا اجازه دارم پژوهش هایم را پیرامون فعالیت های اقتصادی جناب آقای سید ناصر صاد. ویا فعالیت های مادر و یا برادر سرکار خانم هما میم (همسر آقای مرتضوی ) ویا فامیل های سببی آقای قاف! رأس سوم  این مثلث و مرتبطینی نظیر احمد ر. را در اختیار مراجع ذیصلاح ثقه ی حضرتعالی و یا پس از یک روند زمانی مورد نظر این مراجع،در اختیار افکار عمومی قرار دهم؟

با تقدیم احترام

رضا گلپور چمرکوهی

پژوهشگر و خبرنگار آزاد

چهارم مرداد هزار و سیصدو نود ویک

سالروز عملیات افتخار آمیز مرصاد

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 16:58  توسط رضا